به رنگ خاکستر3

3.jpgkam به رنگ خاکستر3

در قسمت دوم داستانک به رنگ خاکستر شنیدید: سلیمان به کابل رسیده و در مسیر میدان هوایی تا دشت برچی، به مرور خاطرات شیرینی که با نامزادش ماه گل داشت میشیند و زمانی بخود میاید که پشت در حولیِ پدر ماه گل رسیده و اما حسی آکنده از ترس و نگرانی در دلش داره که….. […]